تبليغاتX
باز ما مانديم و شهر بي تپش ... وانچه كفتار است و گرگ و روبه است .... گاه مي گويم فغاني بركشم .... باز مي بينم صدايم كوته است ...
کویر
فیلم: زندگینامه دکتر علی شریعتی
http://tabnak.ir/pages/?cid=12528

|+| نوشته شده توسط غضنفر در پنجشنبه سی ام خرداد 1387 و ساعت 13:2
ذکر احوال امیر النساجا

آن عریان العساکر، آن ترجمان الفاکر، آن زارع ارض و سما، آن فرمانده نساجا(1)، آن کاشف ‏التبرج، آن دائم التفرج، آن کوبنده اراذل و اوباش، آن خورنده شش کاسه آش با جاش، آن ‏راست افراطی، آن یار شمسی و اقدس و فاطی، آن ارشاد کننده اهل خلاف، آن یار غار ‏قالیباف، آن چت کرده در یاهو، آن برپا کننده هیاهو، آن مخالف رقص و سماع، آن موافق ‏اجماع(2)، آن گیرنده ملت در هر شارعی، شیخ العسگرین غلامرضا زارعی، از راست ‏قامتان راست کردار بود، و راست ترین سردار بود.‏

نقل است که چون به دنیا آمد، پستان به دهان نگرفت و صم و بکم صامت بودی، و هیچ از ‏ماکولات و مشروبات بنخورد و بننوشید، از فرط امساک. تا سه ماه بگذشت و با نور زنده ‏بودی. پس ام او شکوه بکرد و طبیبی بخواست که این طفل چرا اکل و شرب نکند؟ پس طبیب ‏نبض بگرفت و قاروره بدیده گفت: این طفل اهل امساک بود و تا چهل سال پاک بود و چون ‏اربعین بر او بگذرد با شش تن به فعل ...(3) بود.‏

از مولانا احمد بن مقدم از شیوخ عساکر درباره شیخ زارعی نقل است که " شیخنا با هیچ کس ‏از طایفه نسوان زیر یک سقف ننشست، مگر آن که خفت" و نقل است که " شیخنا به یک ‏کرت به چت یاهو همی شد و سه تند صیغه همی داشت و این از کرامات وی بود" و نقل است ‏که " شیخنا هرگز زمین نخورد تا زمین همی زد"‏

از شیخنا کرامات بسیار نقل است، اول آنکه به طرفه العینی در چند مکان حاضر بود و هیچ ‏کس بر او ناظر نه و از همین رو وی را شیخ ذوالمکان گفتندی. ‏

از شیخنا کلمات عالی نقل است. پس بگفت: " بزنیدشون بی حجاب های فاسد رو" و باری ‏دیگر بگفت: " الچکمه النسوان هذا التبرج فی الرجال" و بگفت: " از شنبه دهنتون رو صاف ‏می کنیم." و بگفت: " انت یتبدل الطهران بالجنه الطهورا و انا یدخل الجهنم بالحال و الحول"( ‏من تهران را به بهشتی پاک تبدیل می کنم برای شما و خودم می رم جهنم حال و حول"‏

بزرگی از شیوخ نقل همی کرد که به مکانی همی شدم، چون در باز شد شیخنا زارعی را دیدم ‏که قامت بسته نماز همی کرد و قومی " آمین" می گفتند، پس چند تن از نسوان بدیدم که جامه ‏دریده از شوق عبادت و نماز همی کردند، متحیر شدم. صبر کردم تا نماز شیخ تمام شد. قصه ‏را با وی گفتم، شیخنا گفت: کسی نیست. گفتم: این نسوان را نمی بینی؟ گفت: ما را چنان هاله ‏نور خداوندی گرفته است که هیچ جز او نمی بینم و هیچ جز او نمی شنوم. پس گفتم: " یا شیخ! ‏خدای را، مرا از این آگاه کن": گفت: " با کس مگوی. شبها چون نماز گذارم پریان نزد من می ‏آیند و من دعا می کنم و آنان آمین می گویند." پس بگفتم: " الشیخ! انت اخذتما و انت یتفکر انا ‏الاسگل؟"( ترجمه: ای شیخ! آیا براستی ما را گرفتی و گمان می کنی ما اسگل هستیم؟) ‏

نقل است که چون شیخنا به زندان همی شد تا چهل روز امساک بکرد و هیچ مخورد و گریست ‏و ندبه کرد و هیچ صدایی نیامد. پس ده شبانروز خود را همی زد و طریق انابت پیشه کرد و ‏گریست، پس هیچ صدایی نیامد، پس ده شبانروز دیگر گریست و خدای را همی ندا در داد، تا ‏صدایی بیامد. شیخنا گفت: خدایا! تویی؟ صدا آمد که : نه حاجی! قاضی گفته بری خونه صدات ‏در نیاد، تا ببینیم چه خاکی باید به سرمون کنیم. ‏

‏1) نساجا: قسمتی باشد از ناجا که هم به نسوان و هم به جا و مکان فکر همی نماید
‏2) نقل از نسخه خطی که خط خطی شده و دقیقا نوع موافقت تشخیص داده نشد
‏3) این بخش از نسخه اصلی معلوم نیست

|+| نوشته شده توسط غضنفر در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 و ساعت 18:34
لطفا نخوانده نظر ندهید.
لطفا نخوانده نظر ندهید.

سلام

میخوام دو تا سوال بپرسم به هر کدوم خواستین جواب بدید و شایدم هر دو .

۱- چرا موضوع  وبلاگای ایرانی بیشتر حول محور احساسه و خوانندگان وبلاگ ها اکثرا بدون خواندن مطلب نظر می دهند؟

۲- چرا نسل ما از به خاطرسپردن(حفظ کردن) اشعار بزرگانی چون حافظ غافله؟ اگه دقت کنید نیای ما اول هر صحبت و یا نوشته ای با سروده ای از بزرگان آغاز میکردند.

|+| نوشته شده توسط غضنفر در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 17:12
پرزیدنت در حال کمک به خانمی که پس از دیدنش غش کرد
 
|+| نوشته شده توسط غضنفر در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 12:23
لطفا یخ نزنید
بازی برای انتخابات ریاست جمهوری شروع شده است. فکر می کنم از این پس تا چند ماهی ‏قوه قضائیه شروع کند به پرونده سازی حتی برای خاتمی و صدا و سیما و کیهان افکار ‏عمومی را برای ردصلاحیت خاتمی شروع کنند. از طرفی با سرمای حاصل از محیط سیاسی ‏تلاش خواهند کرد که جامعه را نسبت به حضور فعال در انتخابات دلسرد کنند. به نظرم باید ‏‏«ستاد انتخابات ریاست جمهوری اصلاح طلبان» از حالا کارش را شروع کند و برای رئیس ‏جمهور اصلاح طلب از حالا فکر کند. این موضوع را جابیندازیم که انتخابات را اصلاح ‏طلبان باید ببرند. هنرمندان و روشنفکران از حالا باید فهرست حمایت از یک رئیس جمهور ‏اصلاح طلب را آماده کنند. مهم این است که این افراد باید خودشان را برای یک زمستان ‏وحشتناک و یک بهار پر دردسر آماده کنند. می گویم آماده کنند و طبیعتا منظورم آماده کنیم ‏است. نیروهای اصلاح طلب بیرون کشور هم از همین حالا باید همدیگر را پیدا کنند و رسانه ‏های شان را تمیز و مرتب کنند. باید تعداد مخاطبان را بالا برد، ارتباطات را از حالا برقرار ‏کرد و فرصت را از دست نداد. برگ برنده اصلی ما شخص محمود احمدی نژاد و دولت ‏اوست، ما با یک رئیس جمهور بی سواد اما پرحرف سروکار داریم که کارنامه اش در حوزه ‏اقتصاد، فرهنگ، سیاست، فشار اجتماعی و برخورد با گروههای اجتماعی پر از نمرات پائین ‏است. در ضمن باید از رییس دولت آینده بخواهیم که اصلا حرف های مهمی مانند گفتگوی ‏تمدن ها نزنند و خیلی هم محترم نباشند و به معدل خواست ها توجه کنند.‏
|+| نوشته شده توسط غضنفر در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 و ساعت 13:40